مدقاع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدقاع . [م ِ ] (ع ص ) حریص . (متن اللغة) (اقرب الموارد). آزمند.(منتهی الارب ). ج، مداقیع. ◄ الراضی بالدون ؛ به کم خرسند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدقاع . [م ِ ] (ع ص ) حریص . (متن اللغة) (اقرب الموارد). آزمند.(منتهی الارب ). ج، مداقیع. ◄ الراضی بالدون ؛ به کم خرسند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).