مدلس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدلس . [ م ُ دَل ْ ل ِ ] (ع ص ) آنکه تدلیس کند. که عیب مال را از خریدار نهان کند. (یادداشت مؤلف ). پنهان کننده ٔ عیب متاع بر خریدار. (آنندراج ). ◄ مردم فریب . فریبنده . (یادداشت مؤلف ). خدعه کننده . ◄ کسی که خود را مقدس جلوه دهد و نباشد. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ آنکه در روایت تدلیس کند. رجوع به تدلیس شود. ◄ خائن . (یادداشت مؤلف ).
مدلس . [ م ُ ل ِ ] (ع ص ) کسی که در بقیه ٔ روییدگی افتد. (آنندراج ). کسی که می یابد باقی مانده ٔ گیاههای روییده را. (ناظم الاطباء): ادلس القوم ؛ وقعوا فی الادلاس . (متن اللغة). رجوع به أدلاس و ادلاس شود. ◄ زمین سبزشونده به بقایای روییدگی . (آنندراج ): أدلست الارض ؛ اخضرت بالادلاس . (متن اللغة). رجوع به ادلاس شود.
مدلس . [م ُ دَل ْ ل َ ] (ع ص ) مصنوع . عملی . قلب . (یادداشت مؤلف ). نعت مفعولی است از تدلیس . رجوع به تدلیس شود.