مذرح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مذرح . [ م ُ ذَرْ رَ ] (ع ص ) طعام مذرح ؛ طعام که ذراح [ جانور خرد سمی ] در آن اندازند. (از متن اللغة). طعامی که سم ذراریح در آن کرده باشند. مذروح . (از اقرب الموارد). نعت مفعولی است از تذریح . رجوع به تذریح شود. ◄ لبن مذرح ؛ شیر که بر آن آب غالب باشد، و کذلک : عسل مذرح . (از منتهی الارب ). زعفران مذرح ؛ زعفران در آب حل کرده . (از اقرب الموارد).
مذرح . [ م ُ ذَرْ رِ ] (ع ص ) آنکه ذراریح در طعام اندازدو آن را زهردار کند. (از ناظم الاطباء). شخصی که ذرّاح در طعام اندازد. (آنندراج ). نعت فاعلی است از تذریح . رجوع به تذریح شود. ◄ شخصی که زعفران در آب تر کند. (از منتهی الارب ). رجوع به تذریح شود.