مرابحه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ بِ حِ) [ ع. مرابحة ] (مص م.)<BR>۱- سود دادن، نفع دادن.<BR>۲- ربح گرفتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ بِ حِ) [ ع. مرابحه ] (مص م.) ۱- سود دادن، نفع دادن. ۲- ربح گرفتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرابحة. [ م ُ ب َ ح َ ] (ع مص ) به سود بازرگانی کردن . (دستورالاخوان ) (تاج المصادر بیهقی ). بر سود فروختن چیزی را. (از منتهی الارب ). مرابحة بیع و فروختن است به زیادت قیمت نخستین . (از تعریفات ). مرابحت . مرابحه . ◄ سود دادن کسی را بر متاع او. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). مرابحت . مرابحه . ◄ بیع مرابحة؛ آن است که فروشنده قیمتی را که برای کالائی پرداخته است ذکر کند و باافزودن مبلغی بر آن به عنوان سود مجموع را قیمت فروش بعدی قرار دهد. در بیع مرابحه لازم است که بایع و مشتری هر دو به مقدار قیمت خرید اول و مقدار ربح واقف باشند و در صورت اثبات خلاف آن مشتری حق فسخ دارد.
مرابحه . [ م ُ ب ِ ح َ/ ح ِ ] (از ع اِمص ) مُرابَحَة. مرابحت . رجوع به مرابحة در تمام معانی شود. ◄ (اِمص ) بهره ٔ کاری . (لغات فرهنگستان ). پولی به کسی دادن با گرفتن ربح . (فرهنگ فارسی معین ). سود دادن و سود گرفتن بابت قرض گرفتن و قرض دادن پولی . ◄ در اصطلاح حساب و ریاضیات، مرابحه عبارت است از محاسبه ٔ ربح و حل مسائل مربوط به آن . در مرابحه چهار رکن موجود است : سرمایه، سود، نرخ و مدت .و در مسائل مربوط به مرابحه به کمک سه معلوم از این چهار رکن مجهول را با بستن تناسب به دست می آورند.
مترادف و متضاد واژهدان
بهرهکاری، تنزیل، ربا، ربح، سودخوری، مرابحت، نزول ربح گرفتن، سود دادن، نزول دادن (متضاد: قرضالحسنه)
واژگان فارسی سره واژهدان
بهره کاری