مراجعت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مراجعت . [ م ُج َ / ج ِ ع َ ] (از ع اِمص ) مراجعه . مراجعة. بازگشتن .(از غیاث اللغات ). بازآمدن : علاجی در وهم نیامد که موجب صحت اصلی تواند بود و بدان از یک علت مثلاً ایمنی کلی حاصل تواند آمد چنانکه طریق مراجعت آن بسته ماند. (کلیله و دمنه ). رجوع به مراجعه شود. ◄ رجوع . بازگشت . برگشت . توبه : پیراهن خلاف به دست مراجعت یکتا کنیم و پشت عبادت دوتا کنیم . سعدی . - مراجعت دادن ؛ برگرداندن . بازگرداندن . برگشت دادن . - مراجعت کردن ؛ رجوع کردن . بازگردیدن . بازآمدن . برگشتن .