مرادات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرادات . [ م ُ ] (ع اِ) ج ِ مُراد. کامها. آرزوها. اغراض . مقاصد : از شهاب الدین مسعود شنیدم ...که هنوز ازهار مرادات در چمن سلطنت از اکمام تخمی تمام بیرون نیامده . (لباب الالباب، از فرهنگ فارسی معین ). از این در برآید مرادات کس در فیض یزدان همین است و بس . ملا طغرا (از آنندراج ).