مرادف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرادف . [ م ُ دَ ] (ع ص ) ردیف شده . پس روشده . (ناظم الاطباء). نعت مفعولی است از مرادفة. رجوع به مرادفة شود.
مرادف . [ م ُ دِ ] (ع ص ) در پی کسی نشیننده . (غیاث اللغات ). کسی که پشت سردیگری سوار مرکبی باشد. آنچه که در ردیف یا عقب چیزی آید. (فرهنگ فارسی معین ). در پس کسی نشیننده و هم ردیف . (ناظم الاطباء). ◄ لفظی که با لفظ دیگر در معنی شریک باشد. (از غیاث اللغات ). مرادف بر خلاف مشترک، آن است که مسمی واحد باشد و اسم ها متعدد. (از تعریفات ). هم معنی . شریک در معنی . (ناظم الاطباء). - کلمات مرادف یا مترادف ؛ کلماتی که در معنی و مفهوم یکی باشند یا مفهوم آنها بسیار به هم نزدیک باشد مانند کلک و قلم و خامه .