مراقبت
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
پاس، ترصد، ترقب، توجه، تیمارداشت، حفاظت، دقت، دیدهبانی، رعایت، محارست، مراعات، مواظبت، ناظری، نظارت، نگاهبانی، نگهداری، نیوشه نگهبانی کردن مواظبت کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
پاس، ترصد، ترقب، توجه، تیمارداشت، حفاظت، دقت، دیدهبانی، رعایت، محارست، مراعات، مواظبت، ناظری، نظارت، نگاهبانی، نگهداری، نیوشه نگهبانی کردن مواظبت کردن