مراقب
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
پاسدار، حارس، دیدهبان، دیدهور، گماشته، محافظ، مستحفظ، مهیمن، نگاهبان، نگاهدار، نگهبان آگاه، گوشبزنگ، مترصد، متوجه، ملتفت، منتظر، مواظب، ناظر رقیب
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
پاسدار، حارس، دیدهبان، دیدهور، گماشته، محافظ، مستحفظ، مهیمن، نگاهبان، نگاهدار، نگهبان آگاه، گوشبزنگ، مترصد، متوجه، ملتفت، منتظر، مواظب، ناظر رقیب