مرتاح
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ) [ ع. ] (ص.) بانشاط، شادان، مسرور.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ) [ ع. ] (ص.) بانشاط، شادان، مسرور.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرتاح . [ م ُ ] (ع ص، اِ) اسب پنجم در مسابقت . (مهذب الاسماء). اسب پنجم از اسبان رهان . (منتهی الارب ). اسبی که در مسابقه پنجم شود. (از متن اللعة). اسب پنجمین در مسابقه . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ صاحب راحت و نشاط. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : تنت چو طبعت صافی و طبع چون تن راست دلت ز جانت مسرور و جان ز دل مرتاح . مسعودسعد.