مرتجز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرتجز. [ م ُ ت َ ج ِ ] (اِخ ) نام یکی از اسبان پیغامبر است که به جهت خوبی آواز بدین نام نامیده شده بود. رجوع به منتهی الارب و متن اللغة شود.
مرتجز. [ م ُ ت َ ج ِ ] (ع ص ) ارجوزه خوان . (منتهی الارب ). ارجوزه گوی . که ارجوزه خواند.که قصیده در بحر رجز خواند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). نعت فاعلی است از ارتجاز. رجوع به ارتجازشود. ◄ تندر آوازه کننده . (آنندراج ). رعدکه بغرد. نعت است از ارتجاز. رجوع به ارتجاز شود.