مرتجع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ جِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- بازگشت کننده.<BR>۲- کهنه پسند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ جِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- بازگشت کننده. ۲- کهنه پسند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرتجع. [ م ُ ت َ ج ِ ] (ع ص ) بازگردنده . بازگشت کننده . (فرهنگ فارسی معین ). نعت فاعلی است از ارتجاع . رجوع به ارتجاع در تمام معانی آن شود. ◄ آن که طرفدار آداب و سنن قدیمی است، مقابل متجدد. (فرهنگ فارسی معین ). نامی است که در نیم قرن اخیر طرفداران انقلاب و تحولات شدید و سریع اجتماعی به محافظه کاران مخالف خویش داده اند، یعنی کسی که مایل به رجوع و بازگشت به قرون وسطی و طرفدار نظامات اجتماعی آن دوران است . مقابل متجدد و روشنفکر.
واژگان فارسی سره واژهدان
واپسگرا، کهنه پسند، کهنه پرست، بازگردنده