مردم آمیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مردم آمیز. [ م َ دُ ] (نف مرکب ) خلیق متواضع. (آنندراج ). مردم جوش . که با خلایق بجوشد و خوشرفتاری و معاشرت کند. مقابل مردم گریز : چون به ریش آمد و به لعنت شد مردم آمیز و صلح جوی بود. سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مردم آمیز. [ م َ دُ ] (نف مرکب ) خلیق متواضع. (آنندراج ). مردم جوش . که با خلایق بجوشد و خوشرفتاری و معاشرت کند. مقابل مردم گریز : چون به ریش آمد و به لعنت شد مردم آمیز و صلح جوی بود. سعدی .