مردنی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ دَ) (ص.) ۱- نزدیک به مرگ. ۲- بسیار ضعیف و لاغر.مترادفها و واژههای مرتبطمحتضر، مشرفبه موت، مشرف به مرگضعیف، ناتوان، نزار، بیحالنفلهواژه قبلی: مردنگیواژه بعدی: مرده