مرده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ دِ) (اِمف.) بی جان، فوت شده. ج. مردگان.مترادفها و واژههای مرتبطبیجان، درگذشته، متوفا، مرحوم، میت ≠ حی، زندهخاموش، ساکتبیروحواژه قبلی: مردنیواژه بعدی: مرده خوار