مرسال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرسال . [ م ِ ] (ع ص ) تیر کوتاه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). تیر ناوک . (دهار). ◄ ناقة مرسال ؛ شتر ماده ٔ نرم رو. ج، مَراسیل . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ گویند لایکون الفتی مرسالا؛ یعنی جوان فرستنده ٔ لقمه به گلوی خود نیست، و یا فرستنده ٔ شاخه نیست برای آسیب رساندن به رفیق خویش . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ رسول و فرستاده، و آن تشبیه است به سهم وتیر کوچک به جهت چابکی وی . (از ذیل اقرب الموارد).