مرسلون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرسلون . [ ] (اِ) به لغت سریانی دارچینی است . (از مخزن الادویه ).
مرسلون . [ م ُ س َ ] (ع ص، اِ) ج ِ مرسَل در حالت رفع (در فارسی رعایت این قاعده نشود). فرستادگان . فرستاده شدگان . ارسال شدگان : قال فما خطبکم أیها المرسلون . (قرآن ٥٧/١٥ و ٣١/٥١)؛ گفت کار شما چیست ای فرستادگان . ... یا موسی لاتخف انی لایخاف لدی المرسلون . (قرآن ١٠/٢٧)؛ ای موسی بیم نداشته باش که نزد من فرستادگان نمیترسند.
مرسلون . [ م ُ س ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ مرسِل در حالت رفعی (در فارسی رعایت این قاعده نمی شود). فرستندگان . ارسال کنندگان . مرسلین : انا مرسلوا الناقة فتنة لهم فارتقبهم و اصطبر. (قرآن ٢٧/٥٤)؛ ما فرستنده ٔ ناقه هستیم تا ایشان را فتنه ای باشد پس چشم در راه ایشان باش و صبر پیشه کن . و رجوع به مرسلین و مرسل و ارسال شود.