مرسم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرسم . [ م ُ رَس ْ س َ ] (ع ص ) نعت مفعولی است از ترسیم . رجوع به ترسیم در ردیف خود شود. ◄ ثوب مرسم ؛ جامه ٔ خطدار به خطوط ضعیف . (منتهی الارب ). جامه ٔ بخطها. (مهذب الاسماء). جامه ٔ مخطط.
مرسم . [ م ُ رَس ْ س ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی است از ترسیم . رجوع به ترسیم در ردیف خود شود.
مرسم . [ م ِ س َ ] (ع اِ) به معنی رَسیم است که نوعی از رفتار شتر باشد و آن سریعتراز «ذمیل » است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).