مرسوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرسوب . [ م َ ] (ع ص، اِ) در غیاث و به تبع آن در آنندراج به معنی به ته نشسته شده و درد هر چیز آمده است به صورت نعت مفعولی از مصدر رسوب، ولی رسوب لازم است و نعت مفعولی ندارد و آنچه مرسوب معنی کرده اند، معنی راسب است . و رجوع به راسب شود.