مرطب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرطب . [ م ُ طِ ] (ع ص ) نعت فاعلی است مصدر ارطاب را. رجوع به ارطاب شود. ◄ تر و نمدار.(ناظم الاطباء). ◄ آبدار. ◄ خرمای تازه . ◄ خرمابن که دارای خرمای تازه باشد. (ناظم الاطباء). نخلی که موقع «رطب » آن فرارسیده باشد. (از اقرب الموارد). ◄ مرغزاری که در آن گیاه سبز بسیار و فراوان باشد. (ناظم الاطباء).
مرطب . [ م ِ طَ ] (ع اِ) مرطاب . رطوبت سنج . میزان الرطوبه . رجوع به مرطاب شود.
مرطب . [ م َ طَ ] (ع ص ) سبز و تر و تازه . (ناظم الاطباء).