مرعی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ عا) [ ع. ] (اِ.) چراگاه. ج. مراعی.(مَ یّ) [ ع. ] (اِمف.) مراعات شده، ملاحظه شده.مترادفها و واژههای مرتبطرعایت، مراعاترعایتشده، مراعاتشدهملحوظ، منظور، لحاظ، رعایتواژه قبلی: مرعوبواژه بعدی: مرغ