مرغ
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ معر. ] (اِ.) ۱- گیاهی است از تیره گندمیان که علفی و پایا است و دارای ساقه زیرزمینی افقی و گره داری است که از محل هر گره ریشههای کوچک خارج میشود. سرعت انتشار این گیاه بسیار زیاد است. این گیاه برگهای دراز نوک تیز و غلاف دار به رنگ سبز یا غبارآلود دارد. قسمت مورد استفاده دارویی این گیاه ساقه زیرزمینی آن است که به غلط ریشه خوانده میشود. ۲- سبزه، چمن (وحشی).
(مُ) [ په. ] (اِ.) پرنده. ج. مرغان. به طور عام نام هر جانور بالدار پرنده تخم گذار که بدنش از پر پوشیده شده باشد. مق خروس. ؛قاطی ~ها شدن کنایه از: ازدواج کردن، زن گرفتن. ؛ ~یک پا دارد کنایه از: روی حرف و نظر خود ایستادن، یکدنگی، لجبازی. ؛مثل ~سرکنده کنایه از: بسیار بی قرار و ناآرام.