واژه جو

مرهونة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مرهونة. [ م َ ن َ ] (ع ص ) مؤنث مرهون . گرو گذاشته شده . رجوع به مرهون شود: اگر عین مرهونة بواسطه ٔ عمل خود راهن یا شخص دیگری تلف شود باید تلف کننده بدل آن را بدهد و بدل مزبور رهن خواهد بود. (ماده ٔ ٧٩١ قانون مدنی ).

معنی مرهونة | واژه جو