مرواریدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرواریدی . [ م ُرْ ] (ص نسبی ) مرواریدین . منسوب به مروارید. چون مروارید. مانند مروارید: لون لؤلُئی و لون لؤلؤان، رنگ مرواریدی . (منتهی الارب ). ◄ ساخته از مروارید.
مرواریدی . [ م ُرْ ] (اِخ ) شاعری باستانی . اسدی در لغت فرس ذیل کلمه ٔلامه بیت زیر را از او بشاهد آورده است : پیراهن لؤلئی به رنگ کامه وان کفش دریده و بسر برلامه . اسدی .