مرواریدین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مرواریدین . [ م ُرْ ] (ص نسبی ) مرواریدی . منسوب به مروارید. چون مروارید. دارای خصوصیات مروارید : آن خط کز آن قلم آید آن را لؤلُئی خوانند یعنی مرواریدین . (نوروزنامه ). ◄ ساخته شده از مروارید. رجوع به مروارید شود.