مرید/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ) [ ع. ] (اِفا.) اراده کننده، ارادتمند.(مَ رِ) [ ع. ] (ص.) نافرمان، بیرون رفته از فرمان خدا.مترادفها و واژههای مرتبطپیرو، هواخواه ≠ مراد، مرشدعلاقهمند، دوستدار، محبارادتمند، ارادتکیشواژه قبلی: مریخواژه بعدی: مریشم