مریشم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ شُ) (اِ.) پارچه و نواری که بر جراحت بندند؛ خسته بند.واژه قبلی: مریدواژه بعدی: مریض