مریض/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (ص.) بیمار، ناخوش.مترادفها و واژههای مرتبطآهمند، بستری، بیمار، دردمند، رنجور، علیل، کسل، ناتوان، ناخوش، ناسالم ≠ تندرست، سالمواژه قبلی: مریشمواژه بعدی: مریض خانه