مسبوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسبوت . [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر سبت .رجوع به سبت شود. ◄ مرده . (منتهی الارب ).میت . (اقرب الموارد). ◄ بیهوش . (منتهی الارب ). مَغشی ّ علیه . (اقرب الموارد). ◄ بیمار که ستان خفته باشد و چشم فراز کرده . (منتهی الارب ). ◄ محلوق و تراشیده . (اقرب الموارد).