مستأصل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ صَ) [ ع. ] (اِمف.) از بیخ برکنده شده، بیچاره، گرفتار.مترادفها و واژههای مرتبطبیچاره، بینوا، ناتوان، درمانده، واماندهمجبورزله، لابدواژه قبلی: مستأجرواژه بعدی: مستأمن