واژه جو

مستطب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مستطب . [ م ُ ت َ طِب ب ] (ع ص ) نعت فاعلی از استطباب . درمان پرس . (منتهی الارب ). درمان پرسنده از طبیب . (آنندراج ) (اقرب الموارد). رجوع به استطباب شود.

معنی مستطب | واژه جو