واژه جو

مستطر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مستطر. [ م ُ ت َ طِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استطار. نویسنده . کاتب . (اقرب الموارد). رجوع به استطار شود.

مستطر. [ م ُ ت َ طَ ] (ع ص ) نعت مفعولی از استطار. مکتوب . نوشته شده . (اقرب الموارد) : و کل صغیرو کبیر مستطر. (قرآن ٥٣/٥٤). رجوع به استطار شود.

معنی مستطر | واژه جو