مسخره بازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسخره بازی . [ م َ خ َ رَ / رِ] (حامص مرکب ) مسخره درآوردن . رجوع به مسخره شود.
مترادف و متضاد واژهدان
تمسخر کار ناشایست، کار بیهوده
فرهنگ طیفی واژهدان
تقلید، پانتومیم، هنر تئاتر، ادا، حرکت معنیدار تمسخر هجو، تجسم غیرواقعی طوطیواری، تشابه تظاهر، فریب
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی