واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۲۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بگشای چو گل به وعده راست دهن ور نه ز تو چون لاله کنم پیراهن دعوی دلست با توام بند مزن وآنک در حکم عشق و اینک تو و من

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۲۷ | واژه جو