واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۲۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

امروز منم تفته دل و رفته روان تلخم شده زندگانی اندر زندان وآنچ انده کرد مر مرا بر دل و جان بر شیران کرد ضرب سلطان جهان

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۲۶ | واژه جو