واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۲۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زاری و دعا کن به سحرگاه‌ای تن توفیق و سداد و راستی خواه‌ای تن گر کژ بروی به خدمت شاه‌ای تن برخورداری مبادت از چاه‌ای تن

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۲۹ | واژه جو