واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

اول ز پی وصال روح افزایت بگرفته بدم پای بلور آسایت اکنون که خبر شنیدم از هر جایت گردست رسد مرا ببوسم پایت

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۳ | واژه جو