واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۴۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای شمع شدم به عشق پروانه تو خوانند مرا به شهر دیوانه تو امروز منم ز خویش و بیگانه تو تن تافته چون رشته یکدانه تو

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۴۰ | واژه جو