واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۴۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

با من به میان رسول باید با تو خورشید نخواهم که برآید با تو آیی بر من سایه نیاید با تو شاید همه خلق و من نشاید با تو

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۴۷ | واژه جو