واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۴۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای ملک به دولت تو دارا گشته وز عدل تو دهر پیر برنا گشته شمشیر تو قهرمان اعدا گشته در جمله تو را ملک مهیا گشته

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۴۸ | واژه جو