واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۷۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در پیش گل وصال ما را بویی وز پس همه ساله عیب ما را جویی هر چند رخ وفای ما را شویی کس نشنودا آنچه تو ما را گویی

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۷۳ | واژه جو