واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۷۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای بخت مرا سوخته خرمن کردی بی‌جرم دو پای من در آهن کردی در جمله مرا به کام دشمن کردی با سگ نکنند آنچه تو با من کردی

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۷۲ | واژه جو