واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خویش از پی من همی گریزد ملکا دشمن بر من همی ستیزد ملکا از آتش من شرر نخیزد ملکا از حبس چو من کسی چه خیزد ملکا

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۹ | واژه جو