واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۹۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در محنت شو خوش و مکن نعمت یاد شو در ده تن که داد کس چرخ نداد چون بار بلایی که قضا بر تو نهاد تن دار چو کوه باش و بی‌باک چو باد

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۹۰ | واژه جو