مسیب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسیب . [ م ُ س َی ْ ی َ ] (اِخ ) نام یکی از سه برادری که در بخارا در قرون اولیه ٔ هجری پول رایج آن زمان را که درهم نامیده میشد سکه میزدند. (دو برادر دیگر یکی محمد و دیگری غطریف نام داشت ). سکه هائی که این سه برادر ضرب مینمودند به نام خودشان معروف بود که به ترتیب درمهای مسیبیه، محمدیه و غِطریفیه می نامیدند. (از احوال و اشعار رودکی ج ١ صص ٧٠-٧١).
مسیب . [ م ُ س َی ْ ی ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از تسییب . رجوع به تسییب شود.
مسیب . [ م ُ س َی ْ ی ِ / س َی ْ ی َ ] (اِخ ) نام پدر سعید. (منتهی الارب ).