مشاطگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشاطگی . [ م َش ْ شا طَ /طِ ] (حامص ) صنعت و شغل مشاطه . ◄ آرایش عروس . (ناظم الاطباء). آراستن . شانه زدن : چهره ٔ خورشید و آنگه زحمت مشاطگی مرکب جمشید و آنگه حاجت برگستوان . خاقانی . تا من به مشاطگی این عروس قیام نمایم . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ١٤). و رجوع به مشاطة شود.