مشاطه وار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشاطه وار. [ م َش ْ شا / م َ طَ / طِ ] (ص مرکب، ق مرکب ) همچون آرایشگر. همچون مشاطه . مشاطه گونه . مانند مشاطه : از بهر عروسان فکرتت را آرایش مشاطه وار دارد. مسعودسعد (دیوان ص ١٠٠). صبح ... مشاطه وار کُله ٔ ظلمانی ... برداشت . (کلیله و دمنه ). در باغ چو شد باد صبا دایه ٔ گل بربست مشاطه وار پیرایه ٔ گل . حافظ.