واژه جو

مشرونتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مشرونتن . [م َ ن َ ت َ ] (هزوارش، مص ) به لغت زند و پازند به معنی چیدن باشد و مشرونمی یعنی می چینم و مشرونید یعنی بچینید. (برهان ) (آنندراج ). چیدن . (ناظم الاطباء). هزوارش «مشرونیتن » و «مشرونتن »، پهلوی «چیتن » (چیدن ). (حاشیه ٔ برهان چ معین ).

معنی مشرونتن | واژه جو