مشعبذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشعبذ. [ م ُ ش َ ب ِ] (ع ص ) مرد شعبده باز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مشعبد : نه عجب گر مشعبذ هوست چشم از آرزو چهار کند. عمادی (از سندبادنامه ص ١٨٣). دست مشعبذ روزگار، رخسار اوبه آب زعفران شسته . (سندبادنامه ص ٢١٢).
مشعبذ. [ م ُ ش َ ب َ ] (ع ص ) مرد مسحور که در نظر او چیزی آید و آن را اصل نباشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرد سحرکرده شده که در نظر وی چیزی درآید که آن را اصلی نباشد. (ناظم الاطباء).