مشک اندودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشک اندودن . [ م ُ / م ِ اَ دَ ] (مص مرکب ) به مشک پوشاندن چیزی را تا معطر و خوشبوی شود. مشک مالیدن : شب خلوت که وقت عشرت بود عرق و عود کرد و مشک اندود. سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشک اندودن . [ م ُ / م ِ اَ دَ ] (مص مرکب ) به مشک پوشاندن چیزی را تا معطر و خوشبوی شود. مشک مالیدن : شب خلوت که وقت عشرت بود عرق و عود کرد و مشک اندود. سعدی .